COUNTERCLOCKWISE: Damon Macsudi's Notes on Web, Movies and Life
 
 * 6

      يادداشت‌های دامون مقصودی درباره وب، سينما و زندگی
پاد‌ساعت‌گرد


۲۳ شهريور ۱۳۸۳

کمی آن‌طرف‌تر

حالا ديگر یک هفته‌ای می‌شود که از ايران خارج شده‌ام. به گذشتن از مرز که فکر می‌کنم حالم بد می‌شود. نه آن‌قدر سخت بود که شنيده بودم و آن‌‌قدر آسان که فکر می‌کردم. اما اين‌هايش مهم نيست. به ياد آوردن آنجايش سخت است که پايم را از خاک ايران کندم و روی خاکی گذاشتم که خاک ايران نبود. نتوانستم پشت سرم را نگاه کنم. شايد فقط دشتی می‌ديدم که در گرگ و ميش هوا گم بود، يا همه کشوری را که نمی‌دانم ديگر کی خواهم ديد.
اين روزها زندگی خوب است و اين شب‌ها زندگی بد. روز يعنی همه تلاش من برای انطباق با شرايط جديدی که هرچند موقتی‌ست اما بايد هر لحظه‌اش را زندگی کنم. و شب يعنی خواب‌های پريشانی که از دستم خارج‌اند و همه تکرار کابوس‌های گذشته‌اند. می‌دانم که همه خواهند گذشت. و می‌دانم که فراموش خواهم کرد و چون نياموخته‌ام نفرين کنم و بر هر کس و هر چيز که خواب‌هايم را برآشفته است لعنت بفرستم، من هم خواهم گذشت.
نوشتن اينجا ـ تا جا بيفتم ـ زياد آسان نيست. به‌زودی، باز، آسايش و خلوتم را پيدا خواهم کرد و بيشتر خواهم نوشت.


۰۹ شهريور ۱۳۸۳

Life over

برو. به خدا سپردمت. خودتان با هم کنار می‌آييد.

۰۵ شهريور ۱۳۸۳

باشد...

اما، هرگز ايمانم را از کف نخواهم داد. مرا ببين!

۰۳ شهريور ۱۳۸۳

رويای نيمه‌شب تابستان

من باشم و تو، در بارگاهی خداوند، در ناکجا. بنده‌ای را بپاييم که هنوز جان دارد و، به جان، به خواستنی ناخواستنی، می‌کوشد. هر سه در شگفت؛ من از اين توان، تو از اين بلاهت، و خدا ـ توگويی ناباور ـ از اين خلقت.
چشم‌های خالق را می‌جويم. دل کبريايی‌اش آخر نمی‌سوزد؟

 


لينکده  » archive

بخش سوم و پايانی گفت‌وگوی «بيلی و من» با «خوابگرد»
وقتی انتقال نظر برای بلاگر مهم است ـ که هست ـ ابزار بهتر [زبان] به دقت و سرعت اين فرايند می‌افزايد

ما هستيم، بدجوری هم هستيم
گفت‌وگو با عباس معرفی

نسخه‌های «زهير» کوئليو جمع شد
به يکی از منابع انگليسی خبر لينک داده‌ام. ببينيد برای ۲۰۰۰ نسخه‌ی ناقابل چه آبرويی از خودشان می‌برند!

روزنامه‌ی آنلاين «روز»

کافه ۷۸ پلمب شد / از حميدرضا

World Citizens Guide

هی پسر، اينجا نه!

هفتاد و سه درصد از جوانان خيلی دوست دارند دو سال از عمرشان را در سربازی بگذرانند

وقتی مترجم کارش را تمام نکند

کيارستمی: با سانسور کنار نمی‌آيم، از رويش می‌پرم

چگونه با وبلاگ انقلاب کنيم؟
بخش اول گفت‌وگوی بيلی و من با سيدرضا شکراللهی، نويسنده‌ی خوابگرد



جستجو


موضوعات

همه پادساعت‌گرد
روزانه
وب
سينما
زبان و ترجمه
واگويه‌ها


بايگانی

ارديبهشت ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
دی ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
دی ۱۳۸۲
آبان ۱۳۸۲
مهر ۱۳۸۲
شهريور ۱۳۸۲
تير ۱۳۸۲
خرداد ۱۳۸۲
ارديبهشت ۱۳۸۲
فروردين ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۱
دی ۱۳۸۱


بازديدها

امروز: ۱۰۷
ديروز: ۹۱
اين ماه: ۱۸۷۷
از ابتدا: ۶۵۲۶۴۸


با حمايت


Tarrahan

ASP-Rider 1.6


ويترين 


23rd Fajr Film Festival


دامون مقصودی 

وبلاگ‌نويس دوران پارينه‌سنگی (زمانی که شمار وبلاگ‌ها دو رقمی بود، در پرشيامون.کام می‌نوشت)‌. دانشجوی سابق زبان‌های خارجی (چيزی نمانده بود فارغ‌التحصيل شود). گاه‌گاهی ترجمه می‌کند (برای مطبوعات و برای دل خودش و گاهی برای انتشار در وب). گرايشش به زبان‌شناسی است (هم علاقه‌اش، هم گرايش آکادميکش). گرافيست و طراح وب (شش هفت سالی می‌شود مانيتور را به کاغذ ترجيح داده). زمانی انيماتور دوبعدی/تک‌فريم بود و با تلويزيون همکاری می‌کرد (به دليل عقيده‌اش محترمانه عذرش را خواستند). مدتی هم در مطبوعات نوشت و ترجمه کرد (درباره‌ی وب و سينما). همکاری با شرکت‌های «اکسير» و «رسانه‌ی پارس» (اولی را خودش پايه گذاشته بود و در دومی شريک بود). مدير و پايه‌گذار وب‌سايت «۳۰نما» (که روزگاری نه‌چندان دور پربيننده‌ترين سايت سينمايی ايرانی بود و فعلاً تعطيل است). مدير معنوی «شرکت طراحان وب» (مديريت حقوقی را به يار غارش نويد خادم سپرده). سرگرم تاسيس شبکه‌ی تبليغاتی «پرشين‌کليک» بود (که وقت رفتن از ايران رسيد). و حالا موقتاً در ترکيه زندگی می‌کند (تا کار مهاجرتش به امريکا درست شود).


پيوندها



نوفرست‌ها 


 

  ï [۱]     ð