| COUNTERCLOCKWISE: Damon Macsudi's Notes on Web, Movies and Life | ||
|
|
|
|||||||||
|
Dear Madam, I am writing to object to the inclusion of the name ‘Arabian Gulf’ as an alternative to Persian Gulf on your recently published world map (8th Edition). This action is causing considerable upset to the Iranian community around the globe. The Persian national identity is already under considerable threat and is eroded every day by the behavior and actions of the current Islamic Regime. We fear that using the proposed alternative of ‘Arabian Gulf’ alongside the correct name of ‘Persian Gulf’ will, in the long run, cause an actual name transition and result in the loss of a major association of our culture with this significant and famous part of the World’s geography. I request that you amend this in your next edition to preserve our cultural heritage associated with this famous landmark. Yours faithfully, تکميل: کامنت رسيد که طرف ما در National Geographic خانم است. اگر مثل من در بیخبری با «آقای عزيز» ايميلتان را نفرستادهايد، اولش را بکنيد Dear Madam. ممنون از نگار که تذکر داد. و اما بعد: اين را مینويسم که ته اين پست را ببندم. در اين مدت واکنشهای زيادی در فضای وب راه افتاد برای اعتراض به عربی ناميدن خليج فارس. تعلق خاطر وبنشينان به اين مسئله ستودنیست. اما چه بد که برخی از شدت هيجانات ناسيوناليستی از آنور بام میافتند و به نژادپرستی نزديک میشوند. توهين به عربها و/يا اسلام به اين بهانه نبايد که روا باشد. اعتراض میکنيم، اما نفرت نمیورزيم. دو ـ اين ترکها ديوانه فوتبالاند. روی فوتبالشان خيلی تعصب
دارند و تماشاگران هوليگانشان معروفاند. توی ورزشگاهايشان هم ـ برای خارجیها ـ
جهنم بدی میسازند، که مخصوصاً توی بازیهای اروپايی هر بار حال انگليسیهای
اينکاره را میگيرند. اينها را من ايران هم که بودم میدانستم ولی اينجا که آمدم
چيزهای تازهتری دستگيرم شد. ترکها علاقه عجيبی دارند دور هم فوتبال ببينند و
تقريباً تمام کافهها و رستورانهای اين شهر، روزهايی که فوتبال باشد، پر از آدم
است. وقتی هم فوتبال را جمعی میبينند بدجور هيجانزده میشوند و هر آن، آدم احساس
میکند، ممکن است چندتايشان از دست بروند! سه ـ به لطف اينترنت پرسرعت، دو تا فيلم از اينترنت گرفتم و
ديدم. يکی «فارنهايت
۱۱/۹» (مايکل مور) و آنيکی هم «فقر و
فحشا» (مسعود دهنمکی). با پوزش از همه کارگردانهای ريز و درشت سينما، بهخصوص
مايکل مور (به خاطر اينکه اسم دهنمکی
را توی پرانتز و در يک جمله باهاش آوردم)، اگر شد درباره هر کدام يک چيزی مینويسم.
بشنويد و باور نکنيد! چهار ـ censored پنج ـ ادوارد زوييک وقتی «آخرين سامورايی» را
میساخت ژاپنیها حسابی تحويلش گرفتند. نخست وزير ژاپن با او و تام کروز ملاقات کرد
و خبر و عکس سهنفرهشان همهجا پر شد. بعد از اکران فيلم هم ژاپن «آخرين سامورايی»
را روی سرش گذاشت و حلوا حلوا کرد. تازگیها هم، در مشابه ژاپنی پيادهروی
افتخارات، اسم تام کروز را به عنوان اولين خارجی نوشتند. شش ـ چند روز پيش باران میآمد. توی خيابان اصلی شهر راه
میرفتم و احساس میکردم اين مردمی که چتر روی سرشان گرفتهاند و اينطرف و آنطرف
میدوند چقدر آشنايند. مثل اينکه همشهری و هموطنم باشند. انگار همان يک ذره حس غربت
هم از سرم دارد میپرد. از ترکيه که بروم حتماً دلم برای اين شهر هم تنگ خواهد
شد.
|
|
وبلاگنويس دوران پارينهسنگی (زمانی که شمار وبلاگها دو رقمی بود، در پرشيامون.کام مینوشت). دانشجوی سابق زبانهای خارجی (چيزی نمانده بود فارغالتحصيل شود). گاهگاهی ترجمه میکند (برای مطبوعات و برای دل خودش و گاهی برای انتشار در وب). گرايشش به زبانشناسی است (هم علاقهاش، هم گرايش آکادميکش). گرافيست و طراح وب (شش هفت سالی میشود مانيتور را به کاغذ ترجيح داده). زمانی انيماتور دوبعدی/تکفريم بود و با تلويزيون همکاری میکرد (به دليل عقيدهاش محترمانه عذرش را خواستند). مدتی هم در مطبوعات نوشت و ترجمه کرد (دربارهی وب و سينما). همکاری با شرکتهای «اکسير» و «رسانهی پارس» (اولی را خودش پايه گذاشته بود و در دومی شريک بود). مدير و پايهگذار وبسايت «۳۰نما» (که روزگاری نهچندان دور پربينندهترين سايت سينمايی ايرانی بود و فعلاً تعطيل است). مدير معنوی «شرکت طراحان وب» (مديريت حقوقی را به يار غارش نويد خادم سپرده). سرگرم تاسيس شبکهی تبليغاتی «پرشينکليک» بود (که وقت رفتن از ايران رسيد). و حالا موقتاً در ترکيه زندگی میکند (تا کار مهاجرتش به امريکا درست شود).
|
|||||||
|
|||||||||